بیماری اماس با ماهیتی پیچیده و غیرقابل پیشبینی، زندگی میلیونها نفر را در سراسر جهان تحتتأثیر قرار داده است. تخریب میلین و اختلال در انتقال پیامهای عصبی، بروز علائمی مانند ضعف عضلانی، مشکلات حرکتی و خستگی شدید را در پی دارد و در بسیاری از موارد، روند طبیعی زندگی فرد را با چالشهای جدی مواجه میسازد. در سالهای اخیر، نگاه پزشکی مدرن به درمان اماس فقط بر کنترل علائم متمرکز نیست. به این معنی که بر تغییر سیر بیماری و بهبود کیفیت زندگی بیماران تأکید دارد. پیشرفتهای چشمگیر در عرصه داروسازی، درمانهای بیولوژیک، سلولدرمانی و نیز بهرهگیری از روشهای مراقبتی مکمل، افق تازهای در بهبود این بیماری گشودهاند.
مهمترین علائم بیماری اماس

اماس بیماریای است که به دلیل حمله سیستم ایمنی به غلاف میلین اعصاب در مغز و نخاع ایجاد میشود. علائم آن ممکن است ناگهانی ظاهر شوند و شدت و نوع آنها در افراد مختلف متفاوت است.
| اختلالات حسی | بیحسی یا گزگز در دست، پا یا صورت
احساس برقگرفتگی هنگام خم کردن گردن (علامت لرمیت) |
| اختلالات حرکتی و تعادل | ضعف عضلانی در اندامها
لرزش، گرفتگی یا سفتی عضلات (اسپاسم) مشکلات تعادل و ناپایداری هنگام راه رفتن |
| مشکلات بینایی | تاری دید یا دوبینی
التهاب عصب بینایی همراه با درد چشم کاهش دید موقت در یک چشم |
| خستگی شدید و غیرمعمول | خستگی مفرط که حتی با استراحت بهبود نمییابد |
| مشکلات شناختی و روانی | اختلال در تمرکز و حافظه
افسردگی یا تغییرات خلقی |
| مشکلات مثانه و روده | تکرر ادرار یا احساس تخلیه ناقص
یبوست یا بیاختیاری |
| سرگیجه و مشکلات گفتار | احساس چرخش یا عدم تعادل
لکنت یا کشیدگی کلمات در صحبت |
درمان اماس با روشای نوین پزشکی

در حال حاضر، روشهای کاربردی برای درمان این بیماری وجود دارد که نتایج ارزشمندی برای بیماران به همراه داشتهاند.
درمان دارویی اماس
داروهای مختلفی برای کنترل سیر بیماری اماس و کاهش شدت علائم به کار میروند. در زمان بروز حملات حاد، پزشک از کورتیکواستروئیدهایی مانند متیلپردنیزولون یا پردنیزون برای مدت کوتاه استفاده میکند تا التهاب و علائم عصبی فروکش کند.
برای کاهش تعداد و شدت حملات در درازمدت، داروهایی مثل اینترفرون بتا و گلاتیرامر استات تجویز میشوند که روی سیستم ایمنی اثر گذاشته و حمله آن به غلاف میلین اعصاب را محدود میکنند. این در حالی است که داروهای جدیدتر خوراکی و تزریقی مانند فینگولیمود، ناتالیزوماب و اوکرلیزوماب در کنترل بهتر بیماری نقش دارند.
علاوه بر اینها، داروهای علامتی مانند ضدافسردگیها، شلکنندههای عضلانی و داروهای کنترلکننده مثانه برای بهبود کیفیت زندگی بیمار استفاده میشوند.
توانبخشی و فیزیوتراپی برای درمان اماس

درمانهای فیزیکی بخش مهمی از مدیریت اماس هستند زیرا به حفظ تواناییهای حرکتی و استقلال فرد کمک میکنند. فیزیوتراپی با تمرینات مناسب موجب افزایش قدرت عضلات، بهبود انعطافپذیری و حفظ دامنه حرکتی میشود. کاردرمانی نیز مهارتهای لازم برای انجام فعالیتهای روزمره و شغلی را آموزش میدهد و تکنیکهای جبرانی برای مقابله با مشکلات تعادلی و هماهنگی حرکات ارائه میدهد. در نتیجه بیمار علیرغم محدودیتها، عملکرد خود را تا حد ممکن حفظ میکند و زندگی فعالتری خواهد داشت.
سبک زندگی و مراقبتهای حمایتی برای درمان اماس
خستگی از شایعترین مشکلات این بیماران است که با مدیریت زمان، استراحت کافی، تنظیم برنامه فعالیتها و در برخی موارد دارودرمانی قابل کنترل است. پرهیز از گرمای شدید، داشتن رژیم غذایی متعادل، فعالیت بدنی سبک و منظم مانند پیادهروی یا یوگا و نیز توجه به سلامت روان از طریق کاهش استرس و دریافت حمایت خانوادگی و اجتماعی همگی به بهبود وضعیت عمومی بیمار کمک میکنند.
درمانهای اصلاحکننده بیماری (DMTs)؛ خط مقدم مقابله با اماس
محققان در حال توسعه درمانهای نوین برای اماس هستند تا علاوه بر شناخت بهتر علل و عوامل خطر این بیماری، راهکارهای مؤثرتری برای کنترل آن ارائه دهند. در بین گزینههای درمانی موجود، درمانهای اصلاحکننده بیماری مهمترین و اصلیترین گروه دارویی محسوب میشوند. سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) تاکنون بیش از دهها داروی DMT را برای انواع مختلف اماس تأیید کرده است.
این داروها با هدف کاهش فراوانی و شدت حملات بیماری، کند کردن روند ناتوانی و پیشگیری از کاهش حجم مغز طراحی شدهاند. از اوایل دهه ۱۹۹۰ تاکنون، بسیاری از داروهای DMT توانستهاند بهویژه در مدیریت اماس نوع عودکننده-فروکشکننده مؤثر عمل کنند؛ نوعی که حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد بیماران را درگیر میسازد.
با این وجود، برخی از افراد پس از چندین سال ابتلا به اماس عودکننده-فروکشکننده، به نوع پیشرونده ثانویه تبدیل میشوند؛ مرحلهای که در آن DMTها اثرگذاری کمتری دارند. در عین حال، حدود ۱۰ درصد بیماران از همان ابتدا با نوع پیشرونده اولیه تشخیص داده میشوند، که پاسخ کمتری به این گروه دارویی نشان میدهد. به همین خاطر، شروع بهموقع درمان با DMTها در مراحل اولیه بیماری نقشی مهمی در مدیریت بهتر اماس و جلوگیری از پیشرفت آن دارد.
آخرین داروهای تأییدشده توسط FDA برای درمان اماس
در سالهای اخیر، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) داروهای متعددی را برای مدیریت انواع مختلف اماس تأیید کرده است. این داروها با هدف کاهش عود بیماری، کند کردن روند ناتوانی و بهبود کیفیت زندگی بیماران طراحی شدهاند.
اوکرلیزوماب: نخستین دارویی که نه تنها در اماس عودکننده-فروکشکننده (RRMS) مؤثر است، بلکه روند پیشرفت اماس پیشرونده اولیه (PPMS) را نیز کند میکند.
داکلیزوماب: به دلیل نگرانیهای ایمنی، این دارو از بازار جهانی جمعآوری شد و دیگر برای درمان اماس استفاده نمیشود.
فینگولیمود: پیشتر برای بزرگسالان تأیید شده بود، اما در سال ۲۰۱۸ اولین DMT شد که جهت درمان کودکان مبتلا به اماس نیز مجوز دریافت کرد.
سیپونیمود: یک داروی خوراکی برای RRMS و SPMS که در کاهش عود و پیشرفت ناتوانی مؤثر است و بهعنوان تعدیلکننده ایمنی عمل میکند.
کلادریبین: قرص خوراکی برای RRMS و SPMS که پیشرفت ناتوانی و میزان عود بیماری را کاهش میدهد. به دلیل عوارض ایمنی برای بیمارانی تجویز میشود که به سایر درمانها پاسخ ندادهاند.
اوکرلیزوماب: یکی از گزینههای اصلی برای درمان RRMS و PPMS محسوب میشود و جایگاه مهمی در درمان دارد.
دیروکسیمل فومارات: تأیید شده برای RRMS، SPMS فعال و CIS. مشابه دیمتیل فومارات است اما عوارض گوارشی کمتری دارد.
اوزانیمود: داروی خوراکی مورد استفاده در CIS، RRMS و SPMS فعال که از جدیدترین گزینههای درمانی به شمار میرود.
پونزیمود: برای انواع عودکننده اماس تأیید شده است. مطالعات نشان میدهند که در مقایسه با تریفلونوماید، عود سالانه را تا حدود ۳۰.۵٪ کاهش میدهد.
درمان اماس با سلولهای بنیادی
این روش بیشتر برای بیماران مبتلا به نوعهای شدید یا پیشرونده بیماری مورد استفاده یا مطالعه قرار میگیرد؛ بهویژه زمانی که سایر داروهای تعدیلکننده ایمنی اثر کافی نداشته باشند.
سلولهای بنیادی از خون محیطی بیمار یا مغز استخوان او جمعآوری میشوند. در برخی پژوهشها نیز استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتقشده از بافت چربی یا بند ناف مورد بررسی قرار گرفته است. این سلولها قابلیت بالایی در تقسیم، تکثیر و تمایز دارند و میتوانند به سلولهای مختلف از جمله سلولهای عصبی یا سلولهای پشتیبان سیستم عصبی تبدیل شوند.
- ابتدا بیمار تحت شیمیدرمانی یا داروهای سرکوبکننده ایمنی قرار میگیرد تا سیستم ایمنی فعلی که به میلین حمله میکند، ضعیف یا از بین برود.
- در مرحله بعد، سلولهای بنیادی خود بیمار که پیشتر جمعآوری و آمادهسازی شدهاند، مجددا به بدن تزریق میشوند.
- این سلولها با هدف بازسازی سیستم ایمنی سالم و کاهش خودایمنی، به بدن بازگردانده میشوند. علاوه بر این، سلولهای بنیادی در ترمیم آسیبهای عصبی و بازسازی میلین نیز نقش دارند.
مزایا و خطرات درمان اماس با سلولهای بنیادی
در بعضی بیماران، پیوند سلولهای بنیادی منجر به کاهش تعداد حملات بیماری، بهبود عملکرد حرکتی و حتی ورود به دورههای طولانی بهبودی میگردد. این درمان در بیماران جوانتر و در مراحل اولیهتر بیماری، نتایج بهتری در پی دارد. امید میرود که سلولهای بنیادی مزانشیمی با اثرات ضدالتهابی و توانایی تحریک ترمیم بافتی، در آینده به گزینهای ایمنتر و مؤثرتر تبدیل شوند.
با وجود نتایج امیدوارکننده، درمان اماس با سلولهای بنیادی هنوز یک روش قطعی و عمومی نیست. این درمان نیازمند مراکز تخصصی و امکانات پیشرفته است و خطراتی مانند عفونت، ناباروری، و عوارض ناشی از شیمیدرمانی را در پی دارد. به همین خاطر، استفاده از این روش فعلا به بیماران خاص و شرایط کنترلشده بالینی محدود میشود.
ارتباط بین میکروبیوم روده و بیماری اماس
میکروبیوم روده نقش مهمی در تنظیم سیستم ایمنی و واکنشهای التهابی دارد که این خود بر بروز یا پیشرفت بیماریهایی مانند اماس تأثیر میگذارد.
بیماری اماس در حقیقت اختلال خودایمنی است که در آن سیستم ایمنی بدن به پوشش عصبی (میلین) حمله میکند و باعث التهاب و آسیب به سیستم عصبی مرکزی میشود. به همین دلیل، هر عاملی که بر فعالیت سیستم ایمنی اثر بگذارد، تأثیر زیادی بر روند بیماری خواهد داشت. تحقیقات و یافتههای اخیر نشان میدهد:
پروبیوتیکها و تغییرات رژیم غذایی: مصرف پروبیوتیکها یا تغییر رژیم غذایی به سمت رژیمهای خاص مثل رژیم مدیترانهای یا پرفیبر تعادل میکروبی روده را بهبود میبخشد. این تغییرات با کاهش نشانگرهای التهابی در بدن و تنظیم سیستم ایمنی همراه خواهد بود.
پیوند میکروبیوم: پیوند میکروبیوم (انتقال باکتریهای رودهای سالم از فردی به فرد دیگر) به بهبود ترکیب میکروبی روده و کاهش التهاب کمک میکند. این روشها توانستهاند در برخی تحقیقات اثرات مثبتی داشته باشند، اما باز هم نیاز به تحقیقات بیشتری برای تأیید تأثیرات بلندمدت و مؤثر آنها وجود دارد.
چالشها و محدودیتهای پیش رو
با اینکه شواهد اولیه نویدبخش به نظر میرسند، اما هنوز نتایج قطعی و محکم در مورد اینکه این روشها بتوانند علائم اماس را کاهش دهند یا از پیشرفت بیماری جلوگیری کنند، در دست نیست.
تحقیقات در زمینه تأثیر میکروبیوم روده بر بیماریهای خودایمنی و بهویژه اماس در حال پیشرفت است. اگر ارتباطات بیشتری کشف شود به توسعه روشهای درمانی نوینی برای کنترل و مدیریت این بیماریها منجر خواهند شد.
طب سوزنی برای درمان اماس
این روش درمانی در فرهنگهای آسیای شرقی سابقه طولانی دارد و برای کاهش برخی علائم بیماری اماس موثر عمل میکند. طب سوزنی به معنای وارد کردن سوزنهای بسیار ریز به نقاط خاصی از بدن است که بهطور سنتی بهعنوان نقاط انرژی یا “مریدیانها” شناخته میشوند. این نقاط ممکن است در نزدیکی عضلات، مفاصل یا مسیرهای عصبی قرار داشته باشند.
هدف از تحریک این نقاط، ایجاد تعادل و هماهنگی در جریان انرژی بدن است که به تسکین درد، کاهش التهاب، بهبود گردش خون و کاهش استرس کمک زیادی میکند. این روش برای بیمارانی که از دردهای مزمن و سایر علائم مرتبط با اماس رنج میبرند، مفید واقع میشود.
مزایای طب سوزنی برای بیماران اماس
بسیاری از بیماران مبتلا به اماس با دردهای عصبی، اسپاسم عضلانی و التهاب مزمن مواجه هستند. طب سوزنی با تحریک نقاط خاص برای تسکین درد و کاهش التهاب مفید است. این امر باعث کاهش نیاز به داروهای مسکن و ضدالتهابی در بسیاری از بیماران میشود و به آنها اجازه میدهد زندگی راحتتری داشته باشند.
کاهش خستگی و افزایش انرژی
طب سوزنی برای کاهش خستگی موثر است چون که تحریک نقاط خاص بدن به بهبود جریان خون، افزایش سطح انرژی و کاهش تنشهای فیزیکی و ذهنی منجر میشود. برخی از بیماران میگویند که پس از جلسات طب سوزنی احساس بهبود در سطح انرژی و توانایی انجام فعالیتهای روزانه دارند.
بهبود حرکت و عملکرد حرکتی
تحریک نقاط خاص به بهبود عملکرد سیستم عصبی و عضلانی کمک نموده و در نتیجه، حرکت و عملکرد حرکتی بیمار بهبود پیدا میکند. در حقیقت، طب سوزنی به بیماران اماس امکان میدهد تا دامنه حرکتی خود را افزایش دهند و از شدت اسپاسمهای عضلانی کاسته شود.
بهبود خواب و کاهش استرس
طب سوزنی با کمک به تنظیم سیستم عصبی خودکار برای بهبود کیفیت خواب و کاهش اضطراب و استرس اهمیت زیادی دارد. این امر بهویژه برای بیمارانی که دچار بیخوابی ناشی از درد یا اضطراب هستند، مفید است. از آنجایی که استرس علائم بیماری را تشدید میکند، کاهش آن برای کنترل بهتر وضعیت بیمار اهمیت زیادی دارد.
کاهش علائم عصبی
یکی از علائم معمول بیماری اماس، مشکلات عصبی مانند سوزن سوزن شدن و بیحسی است. طب سوزنی با تحریک سیستم عصبی و افزایش جریان خون در نواحی آسیبدیده، این علائم را کاهش میدهد. این روش در کاهش احساس بیحسی، سوزش یا سایر مشکلات عصبی ناشی از آسیب به میلین مؤثر خواهد بود.
توجه توجه:
در حالی که طب سوزنی برای برخی بیماران مفید است اما باید توجه داشت که اثرات آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است. این روش درمانی شاید برای همه بیماران اماس مؤثر نباشد و بستگی به نوع بیماری و شدت علائم دارد. در واقع، طب سوزنی بهعنوان یک درمان مکمل به حساب میآید و نباید جایگزین درمانهای اصلی مانند داروهای تعدیلکننده ایمنی یا توانبخشی شود. بیمارانی که از طب سوزنی بهره میبرند، باید این درمان را تحت نظر پزشک متخصص انجام دهند و آن را بهعنوان بخشی از یک برنامه درمانی جامع استفاده کنند.
درمان اماس: روشهای نوین پزشکی و مراقبتهای مکمل
بیماری اماس با ماهیتی پیچیده و غیرقابل پیشبینی، زندگی میلیونها نفر را در سراسر جهان تحتتأثیر قرار داده است. تخریب میلین و اختلال در انتقال پیامهای عصبی، بروز علائمی مانند ضعف عضلانی، مشکلات حرکتی و خستگی شدید را در پی دارد و در بسیاری از موارد، روند طبیعی زندگی فرد را با چالشهای جدی مواجه میسازد. در سالهای اخیر، نگاه پزشکی مدرن به درمان اماس فقط بر کنترل علائم متمرکز نیست. به این معنی که بر تغییر سیر بیماری و بهبود کیفیت زندگی بیماران تأکید دارد. پیشرفتهای چشمگیر در عرصه داروسازی، درمانهای بیولوژیک، سلولدرمانی و نیز بهرهگیری از روشهای مراقبتی مکمل، افق تازهای در بهبود این بیماری گشودهاند.
مهمترین علائم بیماری اماس
اماس بیماریای است که به دلیل حمله سیستم ایمنی به غلاف میلین اعصاب در مغز و نخاع ایجاد میشود. علائم آن ممکن است ناگهانی ظاهر شوند و شدت و نوع آنها در افراد مختلف متفاوت است.
| اختلالات حسی | بیحسی یا گزگز در دست، پا یا صورت
احساس برقگرفتگی هنگام خم کردن گردن (علامت لرمیت) |
| اختلالات حرکتی و تعادل | ضعف عضلانی در اندامها
لرزش، گرفتگی یا سفتی عضلات (اسپاسم) مشکلات تعادل و ناپایداری هنگام راه رفتن |
| مشکلات بینایی | تاری دید یا دوبینی
التهاب عصب بینایی همراه با درد چشم کاهش دید موقت در یک چشم |
| خستگی شدید و غیرمعمول | خستگی مفرط که حتی با استراحت بهبود نمییابد |
| مشکلات شناختی و روانی | اختلال در تمرکز و حافظه
افسردگی یا تغییرات خلقی |
| مشکلات مثانه و روده | تکرر ادرار یا احساس تخلیه ناقص
یبوست یا بیاختیاری |
| سرگیجه و مشکلات گفتار | احساس چرخش یا عدم تعادل
لکنت یا کشیدگی کلمات در صحبت |
درمان اماس با روشای نوین پزشکی
در حال حاضر، روشهای کاربردی برای درمان این بیماری وجود دارد که نتایج ارزشمندی برای بیماران به همراه داشتهاند.
درمان دارویی اماس
داروهای مختلفی برای کنترل سیر بیماری اماس و کاهش شدت علائم به کار میروند. در زمان بروز حملات حاد، پزشک از کورتیکواستروئیدهایی مانند متیلپردنیزولون یا پردنیزون برای مدت کوتاه استفاده میکند تا التهاب و علائم عصبی فروکش کند.
برای کاهش تعداد و شدت حملات در درازمدت، داروهایی مثل اینترفرون بتا و گلاتیرامر استات تجویز میشوند که روی سیستم ایمنی اثر گذاشته و حمله آن به غلاف میلین اعصاب را محدود میکنند. این در حالی است که داروهای جدیدتر خوراکی و تزریقی مانند فینگولیمود، ناتالیزوماب و اوکرلیزوماب در کنترل بهتر بیماری نقش دارند.
علاوه بر اینها، داروهای علامتی مانند ضدافسردگیها، شلکنندههای عضلانی و داروهای کنترلکننده مثانه برای بهبود کیفیت زندگی بیمار استفاده میشوند.
توانبخشی و فیزیوتراپی برای درمان اماس
درمانهای فیزیکی بخش مهمی از مدیریت اماس هستند زیرا به حفظ تواناییهای حرکتی و استقلال فرد کمک میکنند. فیزیوتراپی با تمرینات مناسب موجب افزایش قدرت عضلات، بهبود انعطافپذیری و حفظ دامنه حرکتی میشود. کاردرمانی نیز مهارتهای لازم برای انجام فعالیتهای روزمره و شغلی را آموزش میدهد و تکنیکهای جبرانی برای مقابله با مشکلات تعادلی و هماهنگی حرکات ارائه میدهد. در نتیجه بیمار علیرغم محدودیتها، عملکرد خود را تا حد ممکن حفظ میکند و زندگی فعالتری خواهد داشت.
سبک زندگی و مراقبتهای حمایتی برای درمان اماس
خستگی از شایعترین مشکلات این بیماران است که با مدیریت زمان، استراحت کافی، تنظیم برنامه فعالیتها و در برخی موارد دارودرمانی قابل کنترل است. پرهیز از گرمای شدید، داشتن رژیم غذایی متعادل، فعالیت بدنی سبک و منظم مانند پیادهروی یا یوگا و نیز توجه به سلامت روان از طریق کاهش استرس و دریافت حمایت خانوادگی و اجتماعی همگی به بهبود وضعیت عمومی بیمار کمک میکنند.
درمانهای اصلاحکننده بیماری (DMTs)؛ خط مقدم مقابله با اماس
محققان در حال توسعه درمانهای نوین برای اماس هستند تا علاوه بر شناخت بهتر علل و عوامل خطر این بیماری، راهکارهای مؤثرتری برای کنترل آن ارائه دهند. در بین گزینههای درمانی موجود، درمانهای اصلاحکننده بیماری مهمترین و اصلیترین گروه دارویی محسوب میشوند. سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) تاکنون بیش از دهها داروی DMT را برای انواع مختلف اماس تأیید کرده است.
این داروها با هدف کاهش فراوانی و شدت حملات بیماری، کند کردن روند ناتوانی و پیشگیری از کاهش حجم مغز طراحی شدهاند. از اوایل دهه ۱۹۹۰ تاکنون، بسیاری از داروهای DMT توانستهاند بهویژه در مدیریت اماس نوع عودکننده-فروکشکننده مؤثر عمل کنند؛ نوعی که حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد بیماران را درگیر میسازد.
با این وجود، برخی از افراد پس از چندین سال ابتلا به اماس عودکننده-فروکشکننده، به نوع پیشرونده ثانویه تبدیل میشوند؛ مرحلهای که در آن DMTها اثرگذاری کمتری دارند. در عین حال، حدود ۱۰ درصد بیماران از همان ابتدا با نوع پیشرونده اولیه تشخیص داده میشوند، که پاسخ کمتری به این گروه دارویی نشان میدهد. به همین خاطر، شروع بهموقع درمان با DMTها در مراحل اولیه بیماری نقشی مهمی در مدیریت بهتر اماس و جلوگیری از پیشرفت آن دارد.
آخرین داروهای تأییدشده توسط FDA برای درمان اماس
در سالهای اخیر، سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) داروهای متعددی را برای مدیریت انواع مختلف اماس تأیید کرده است. این داروها با هدف کاهش عود بیماری، کند کردن روند ناتوانی و بهبود کیفیت زندگی بیماران طراحی شدهاند.
اوکرلیزوماب: نخستین دارویی که نه تنها در اماس عودکننده-فروکشکننده (RRMS) مؤثر است، بلکه روند پیشرفت اماس پیشرونده اولیه (PPMS) را نیز کند میکند.
داکلیزوماب: به دلیل نگرانیهای ایمنی، این دارو از بازار جهانی جمعآوری شد و دیگر برای درمان اماس استفاده نمیشود.
فینگولیمود: پیشتر برای بزرگسالان تأیید شده بود، اما در سال ۲۰۱۸ اولین DMT شد که جهت درمان کودکان مبتلا به اماس نیز مجوز دریافت کرد.
سیپونیمود: یک داروی خوراکی برای RRMS و SPMS که در کاهش عود و پیشرفت ناتوانی مؤثر است و بهعنوان تعدیلکننده ایمنی عمل میکند.
کلادریبین: قرص خوراکی برای RRMS و SPMS که پیشرفت ناتوانی و میزان عود بیماری را کاهش میدهد. به دلیل عوارض ایمنی برای بیمارانی تجویز میشود که به سایر درمانها پاسخ ندادهاند.
اوکرلیزوماب: یکی از گزینههای اصلی برای درمان RRMS و PPMS محسوب میشود و جایگاه مهمی در درمان دارد.
دیروکسیمل فومارات: تأیید شده برای RRMS، SPMS فعال و CIS. مشابه دیمتیل فومارات است اما عوارض گوارشی کمتری دارد.
اوزانیمود: داروی خوراکی مورد استفاده در CIS، RRMS و SPMS فعال که از جدیدترین گزینههای درمانی به شمار میرود.
پونزیمود: برای انواع عودکننده اماس تأیید شده است. مطالعات نشان میدهند که در مقایسه با تریفلونوماید، عود سالانه را تا حدود ۳۰.۵٪ کاهش میدهد.
درمان اماس با سلولهای بنیادی
این روش بیشتر برای بیماران مبتلا به نوعهای شدید یا پیشرونده بیماری مورد استفاده یا مطالعه قرار میگیرد؛ بهویژه زمانی که سایر داروهای تعدیلکننده ایمنی اثر کافی نداشته باشند.
سلولهای بنیادی از خون محیطی بیمار یا مغز استخوان او جمعآوری میشوند. در برخی پژوهشها نیز استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتقشده از بافت چربی یا بند ناف مورد بررسی قرار گرفته است. این سلولها قابلیت بالایی در تقسیم، تکثیر و تمایز دارند و میتوانند به سلولهای مختلف از جمله سلولهای عصبی یا سلولهای پشتیبان سیستم عصبی تبدیل شوند.
- ابتدا بیمار تحت شیمیدرمانی یا داروهای سرکوبکننده ایمنی قرار میگیرد تا سیستم ایمنی فعلی که به میلین حمله میکند، ضعیف یا از بین برود.
- در مرحله بعد، سلولهای بنیادی خود بیمار که پیشتر جمعآوری و آمادهسازی شدهاند، مجددا به بدن تزریق میشوند.
- این سلولها با هدف بازسازی سیستم ایمنی سالم و کاهش خودایمنی، به بدن بازگردانده میشوند. علاوه بر این، سلولهای بنیادی در ترمیم آسیبهای عصبی و بازسازی میلین نیز نقش دارند.
مزایا و خطرات درمان اماس با سلولهای بنیادی
در بعضی بیماران، پیوند سلولهای بنیادی منجر به کاهش تعداد حملات بیماری، بهبود عملکرد حرکتی و حتی ورود به دورههای طولانی بهبودی میگردد. این درمان در بیماران جوانتر و در مراحل اولیهتر بیماری، نتایج بهتری در پی دارد. امید میرود که سلولهای بنیادی مزانشیمی با اثرات ضدالتهابی و توانایی تحریک ترمیم بافتی، در آینده به گزینهای ایمنتر و مؤثرتر تبدیل شوند.
با وجود نتایج امیدوارکننده، درمان اماس با سلولهای بنیادی هنوز یک روش قطعی و عمومی نیست. این درمان نیازمند مراکز تخصصی و امکانات پیشرفته است و خطراتی مانند عفونت، ناباروری، و عوارض ناشی از شیمیدرمانی را در پی دارد. به همین خاطر، استفاده از این روش فعلا به بیماران خاص و شرایط کنترلشده بالینی محدود میشود.
ارتباط بین میکروبیوم روده و بیماری اماس
میکروبیوم روده نقش مهمی در تنظیم سیستم ایمنی و واکنشهای التهابی دارد که این خود بر بروز یا پیشرفت بیماریهایی مانند اماس تأثیر میگذارد.
بیماری اماس در حقیقت اختلال خودایمنی است که در آن سیستم ایمنی بدن به پوشش عصبی (میلین) حمله میکند و باعث التهاب و آسیب به سیستم عصبی مرکزی میشود. به همین دلیل، هر عاملی که بر فعالیت سیستم ایمنی اثر بگذارد، تأثیر زیادی بر روند بیماری خواهد داشت. تحقیقات و یافتههای اخیر نشان میدهد:
پروبیوتیکها و تغییرات رژیم غذایی: مصرف پروبیوتیکها یا تغییر رژیم غذایی به سمت رژیمهای خاص مثل رژیم مدیترانهای یا پرفیبر تعادل میکروبی روده را بهبود میبخشد. این تغییرات با کاهش نشانگرهای التهابی در بدن و تنظیم سیستم ایمنی همراه خواهد بود.
پیوند میکروبیوم: پیوند میکروبیوم (انتقال باکتریهای رودهای سالم از فردی به فرد دیگر) به بهبود ترکیب میکروبی روده و کاهش التهاب کمک میکند. این روشها توانستهاند در برخی تحقیقات اثرات مثبتی داشته باشند، اما باز هم نیاز به تحقیقات بیشتری برای تأیید تأثیرات بلندمدت و مؤثر آنها وجود دارد.
چالشها و محدودیتهای پیش رو
با اینکه شواهد اولیه نویدبخش به نظر میرسند، اما هنوز نتایج قطعی و محکم در مورد اینکه این روشها بتوانند علائم اماس را کاهش دهند یا از پیشرفت بیماری جلوگیری کنند، در دست نیست.
تحقیقات در زمینه تأثیر میکروبیوم روده بر بیماریهای خودایمنی و بهویژه اماس در حال پیشرفت است. اگر ارتباطات بیشتری کشف شود به توسعه روشهای درمانی نوینی برای کنترل و مدیریت این بیماریها منجر خواهند شد.
طب سوزنی برای درمان اماس
این روش درمانی در فرهنگهای آسیای شرقی سابقه طولانی دارد و برای کاهش برخی علائم بیماری اماس موثر عمل میکند. طب سوزنی به معنای وارد کردن سوزنهای بسیار ریز به نقاط خاصی از بدن است که بهطور سنتی بهعنوان نقاط انرژی یا “مریدیانها” شناخته میشوند. این نقاط ممکن است در نزدیکی عضلات، مفاصل یا مسیرهای عصبی قرار داشته باشند.
هدف از تحریک این نقاط، ایجاد تعادل و هماهنگی در جریان انرژی بدن است که به تسکین درد، کاهش التهاب، بهبود گردش خون و کاهش استرس کمک زیادی میکند. این روش برای بیمارانی که از دردهای مزمن و سایر علائم مرتبط با اماس رنج میبرند، مفید واقع میشود.
مزایای طب سوزنی برای بیماران اماس
بسیاری از بیماران مبتلا به اماس با دردهای عصبی، اسپاسم عضلانی و التهاب مزمن مواجه هستند. طب سوزنی با تحریک نقاط خاص برای تسکین درد و کاهش التهاب مفید است. این امر باعث کاهش نیاز به داروهای مسکن و ضدالتهابی در بسیاری از بیماران میشود و به آنها اجازه میدهد زندگی راحتتری داشته باشند.
کاهش خستگی و افزایش انرژی
طب سوزنی برای کاهش خستگی موثر است چون که تحریک نقاط خاص بدن به بهبود جریان خون، افزایش سطح انرژی و کاهش تنشهای فیزیکی و ذهنی منجر میشود. برخی از بیماران میگویند که پس از جلسات طب سوزنی احساس بهبود در سطح انرژی و توانایی انجام فعالیتهای روزانه دارند.
بهبود حرکت و عملکرد حرکتی
تحریک نقاط خاص به بهبود عملکرد سیستم عصبی و عضلانی کمک نموده و در نتیجه، حرکت و عملکرد حرکتی بیمار بهبود پیدا میکند. در حقیقت، طب سوزنی به بیماران اماس امکان میدهد تا دامنه حرکتی خود را افزایش دهند و از شدت اسپاسمهای عضلانی کاسته شود.
بهبود خواب و کاهش استرس
طب سوزنی با کمک به تنظیم سیستم عصبی خودکار برای بهبود کیفیت خواب و کاهش اضطراب و استرس اهمیت زیادی دارد. این امر بهویژه برای بیمارانی که دچار بیخوابی ناشی از درد یا اضطراب هستند، مفید است. از آنجایی که استرس علائم بیماری را تشدید میکند، کاهش آن برای کنترل بهتر وضعیت بیمار اهمیت زیادی دارد.
کاهش علائم عصبی
یکی از علائم معمول بیماری اماس، مشکلات عصبی مانند سوزن سوزن شدن و بیحسی است. طب سوزنی با تحریک سیستم عصبی و افزایش جریان خون در نواحی آسیبدیده، این علائم را کاهش میدهد. این روش در کاهش احساس بیحسی، سوزش یا سایر مشکلات عصبی ناشی از آسیب به میلین مؤثر خواهد بود.
توجه توجه:
در حالی که طب سوزنی برای برخی بیماران مفید است اما باید توجه داشت که اثرات آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است. این روش درمانی شاید برای همه بیماران اماس مؤثر نباشد و بستگی به نوع بیماری و شدت علائم دارد. در واقع، طب سوزنی بهعنوان یک درمان مکمل به حساب میآید و نباید جایگزین درمانهای اصلی مانند داروهای تعدیلکننده ایمنی یا توانبخشی شود. بیمارانی که از طب سوزنی بهره میبرند، باید این درمان را تحت نظر پزشک متخصص انجام دهند و آن را بهعنوان بخشی از یک برنامه درمانی جامع استفاده کنند.
لینک های مفید:
